تبليغاتX
غزلهای آیینی من


غزلهای آیینی من

ای کهکشان شیعه در دنیای بی فانوس


احرام بندان سپیده در شب مایوس


هر لحظه بیداری و آغوشت پر از مهمان


زائرسرای عاشقان سلطان شهر توس


بغض کبوتر می چکد بر شانه ی مشهد


زخم نقاره ریخته در غربت ناقوس


خورشید هشتم چلچراغ روشن تاریخ


گرد طلای گنبدت بر پیکرم محسوس


در صحن دلتنگی ، کنار پنجره فولاد


ابر نگاهم موجزار گرم اقیانوس


مُهر و زیارتنامه ها لبریز مشک و عود


سجاده ها قالیچه هایی از پر طاووس


امشب  که پوشیدی عبایی از کرامت را


در خلسه زار خلوتت ،چشمان من پابوس


رویای تو دارد دخیل دستهای من


نذری رسیده از هوای تیره ی کابوس


آرمینه کاظمی سنگدهی/خرداد90

میلاد حضرت امام رضا(ع) را خدمت تمام عاشقان آن حضرت تبریک عرض مینمایم
التماس دعا
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 8:56 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

شب بیداری قدر و سحر و چشمانت

قامت سبز تو آمد ز در و چشمانت

می زسد سایه ات از خاک نجف تا کعبه

من و این طایفه ی دربدر و چشمانت

طیفی از نور ولایت به هبوط خورشید

ز ره آمد که در آید قمر و چشمانت

آتش عشق تو ای بدرترین ماه غدیر

دوره می کرد شب شعله ور و چشمانت

من و این ثانیه ها ، این همه حالات قشنگ

پر پرواز شدم زیر پر و چشمانت

لیله القدر من و قدر من و سرمستی

حج من خاطره ای از سفر و چشمانت


آرمینه کاظمی سنگدهی 

تابستان  84

دوستان عزیزم در این شبهای قدر و نور و دعا التماس دعا دارم

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی

نظر به غیر تو ننگ است یا علی مددی

گشاد کار دو عالم به یک اشاره ی توست

کرم نما که درنگ است یا علی مددی

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 19:31 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

زاییده اند بغض تو را در گلوی شب

اینگونه باز ریخته اند آبروی شب

نیمه شب است و باز صدا می زنم تو را

می سوزد از تب غزل من پتوی شب

در من جهنمی به آتش نشسته است

آیینه ی گناه شدم روبروی شب

خورشید من طلوع کن از پشت ابرها

با خنده ات بشوی شبی دست و روی شب

در من ظهور کن که زمان عاشقی کند

وقتی که غیبتت شده حتی هووی شب

امشب نگاه غمزده را خیس عشق کن

آلوده است پاکی غسل و وضوی شب

این روزهای رفته ی تقویم مرده اند

بی تو گرفته جمعه ی من عطر و بوی شب

آرمینه کاظمی سنگدهی

پاییز 89

پیشاپیش نیمه ی شعبان سالروز ولادت منجی عالم بشریت را خدمت تمامی شما دوستان عزیزم تبریک عرض میکنم و آرزوی بهترین ها را برایتان دارم

من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس

بند بند وجودم همه در حسرت یک پروازند

به پرواز نمی اندیشم ، به تو می اندیشم

به تو که زیباتر از اندیشه ی یک پروازری

به امید طلوع

روزهایتان لبریز عشق

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 18:23 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

خدا به خلوت خود می کند مرا دعوت

هزار آیه ی روشن چراغ این خلوت

برای سجده سرم را به خاک می سایم

به شکر و حمد زبانم نشسته در لکنت

حراء هنوز گواه پیام جبراییل

و شاهد همه ی لحظه های پر برکت

در آن کویر که طعن ابولهب ها بود

دو دست کوچک زهرا نوازش غربت

سپیده گمشده ی وحشت و تباهی شب

طلوع ماه تو برده هوای آن ظلمت

زمین تشنه ی یثرب گرفت پای تو را

که ترک شهر نگویی به موسم هجرت

پیام و معجزه ات آیه های قرآن است

شفیع صبح قیامت شکوه این خلقت

برای مکه ی اسلام تو منجی موعود

به کعبه ی دل عالم تو آیه ی رحمت

سلام های خدا و فرشته های بهشت

به تو و آل غریبت که ماند با عصمت

خدا به خلوت خود می کند مرا دعوت

و عاشقانه دلم با تو می کند صحبت


آرمینه کاظمی سنگدهی/ بهار 82


عید سعید مبعث را خدمت تمامی دوستان عزیزم تبریک عرض میکنم و آرزو دارم سعادت بهره مندی از سفره ی رحمت الهی را داشته باشیم

التماس دعا


نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 20:14 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

نام تو را به هو صدا می زنند و دف

ای ماه روشن و تنها در آسمان نجف

شب تولد تو درب آسمان وا شد

فرشتگان به سماع آمدند در دوطرف

خوشا به حال دل کعبه ، گاهواره ی تو

گشود بهر تو آغوش با نیاز و شعف

به لافتی تو تسبیح و حمد می گویند

شدی درّ و ملائک به گر تو چو صدف

به لطف خویش ز کوثر به ما ببخش آبی

که تشنگان تو افتاده اند در ته صف

گذشت دوره ی مردی و خیبر و خندق

عجیب گمشده اینجا نشانه های شرف

"زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی"

که تیر فقر گرفته دل زمانه هدف

سراب فقر به ما زهر آب می بخشد

گناه برده دل و دین و عشق را از کف

نشسته ایم در اینجا به سایه ی تزویر

همه اسیر خود و لحظه های بی مصرف

مرا به چاه پریشان کوفه ات بسپار

که جسم غرق گناه است و روح گشته تلف

آرمینه کاظمی سنگدهی/تابستان81


میلاد مولای متقیان ، شاه ولایت  و روز پدر را خدمت شما دوستان عزیزم تبریک عرض مینمایم کمی و کاستی این غزل را به بزرگواریتان ببخشید چون مال نه سال پیش است و متاسفانه برای ویرایشش اقدام نکرده بودم

روزهایتان لبریز عشق

آرمینه

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 15:27 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

آخر شکست پهلوی ماه و هلال شد

با غسل اشک چشمه ی کوثر زلال شد

باران گرفت دلهره ی تار ابرها

هر قطره اش خیسی ظرف سفال شد

بانوی آبهای زمین در عروج تو

چشم عرب نشین کویر بغض کال شد

در چاه نخلزار که هق هق نشسته است

تنهایی شاه ولایت حلال شد

از کربلای عشق تو در سینه ی عطش

خون خدا چکید و شکوه وصال شد

هفت آسمان به غربت تو گریه می کنند

تابوت روی دوش زمان یک سوال شد

خاک بقیع بدون تو ترسید از خودش

تقویم پاره ایست که بی ماه و سال شد

زهرای پاک حسرت قلب فرشته هاست

بی تو شفاعت همه ی ما محال شد

امشب که ماه عزای تو را ضجه می زند

نور توسل آمد و تعبیر فال شد

آرمینه کاظمی سنگدهی/فروردین 90

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 17:43 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی

بیا به خلوت من ای حضور روحانی

که درد شعر مرا خوب خوب میدانی

بیا به خواب من امشب که روح بگریزد

غریب و خسته و سنگین از این تن فانی

بیا و دست مرا در ضریح خود بگذار

که باد می وزد اینجا برای ویرانی

تو نخل سبز بهشتی کنار شط فرات

که باد گرم نخشکاندت به آسانی

ستاره های عبادت به خاک می افتند

کنار پیکر پاکت به وقت قربانی

بهاء کرب و بلا مگر خدا داند

ز تربت تو ببخشد به مرده ها جانی

به خاک سرخ شکفته هزار نیزه و تیر

و مشک خشک تو گرید چو ابر بارانی

کنار پیکر عباس و حجله ی قاسم

گریست دختر زهرا به دشت پنهانی

ولی به داغ تو زینب چگونه می سازد

نرفته داغ برادر ز سینه اش آنی

تو از سلاله ی پاک پیمبران هستی

نماز سرخ شهادت تو راست ارزانی

اناالحق تو شده بر زبان و دل جاری

تو در دل همه ی اهل عشق می مانی

آرمینه کاظمی سنگدهی/ پاییز80

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 17:37 توسط آرمینه کاظمی سنگدهی


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت